امروز ۸ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۴:۴۴ ق.ظ

هراس از دموکراسی

اقلیتی در پارلمان به دنبال قبضه قدرت از طریق کاهش حدود رای مردم هستند

به گزارش جمهوریت ، مرتضی مبلغ در یادداشتی در روزنامه سازندگی نوشته است : اخیرا در مجلس مساله‌ای از جانب برخی از نمایندگان اصولگرا دال بر احیاء نظام پارلمانی شنیده شده است. ادعا و استدلال این گروه این است که با احیاء این نظام به دنبال کارآمدتر کردن مجموعه اجرایی کشور هستند تا با زیرنظر بردن مجموعه کابینه – به معنی وزرا- و انتخاب آنها توسط مجلس و انتخاب نخست‌وزیر در این چهارچوب، بهتر بتوانند مسائل کشور را پیگیری کنند. فارغ از این که چنین ایده‌ای نیازمند سوال از مردم در قالب رفراندوم است، از اساس برای این گروه مسئله کارآمدی اهمیتی ندارد.در بیان مواردی همچون تلاش برای احیاء نظام پارلمانی، بحث کارآمدی و اینها نیست، بحث طرز تفکر است. کسانی که این روزها این حرف‌ها را می‌زنند چهره‌هایی با سوابق روشن هستند. سوابق و علایق این چهره‌ها پیش از این نیز نشان می‌دهد به رای مردم و به جمهوری اسلامی به معنای واقعی کلمه که همه چیز آن برخاسته از رای و نظر مردم باشد معتقد نیستند. اینها دنبال نوعی از حکومت خلافت اسلامی هستند اما به این دلیل که در قانون اساسی بحث رای مردم مورد تاکید است و جامعه نیز حذف رای مردم را حتی در همین حد فعلی نمی‌پذیرد، مجبور هستند به ظاهر تن به ظاهر بدهند اما در واقع دنبال استحاله ماهیت جمهوری اسلامی هستند و به هر بهانه‌ای این هدف را پیگیر می‌شوند. این موضوع نخست‌وزیری شدن از منظر این افراد، این معنی را می‌دهد که همه چیز در ید اختیار مجلس باشد، مجلسی که برخاسته از نظارت استصوابی شورای نگهبان است و یک‌دست و یکطرفه رفتار می‌کند. در این چهارچوب شورای نگهبان تضمینی نمایندگان مورد نظر را به مجلس فرستاده و آنها نیز تضمینی نخست‌وزیر مورد نظر را تعیین و تایید می‌کنند. در این بین رای واقعی مردم مورد بی‌توجهی است و آرمان‌های انقلاب و نظام و قانون اساسی به کل فراموش شده و همه قدرت در اختیار این اقلیت قبضه می‌شود. کسانی که پیگیر این مسائل هستند به خوبی سوابق و رفتارهای پیشین آنها نشان می‌دهد که چنین طرز تفکری را دارند. مسئله کارآمدی و ناکارآمدی از اساس در قاموس این گروه مطرح نیست بلکه انگیزه‌ها ریشه‌ای‌تر از این حرف‌ها است وگرنه تجربه نظام پارلمانی در جمهوری اسلامی در دهه اول بعد از انقلاب نشان داد که نظام ریاستی برای کشور ما کارآمدتر از نظام نخست‌وزیری است. به همین دلیل بود که قانون اساسی عوض شد و لذا این موارد بحث‌های کارشناسی است که در جای خود قابل بررسی است. تفکرات این گروه با رای مردم تناسبی ندارد و نیت آنها نیز از طرح مواردی از قبیل احیاء نظام پارلمانی حذف قانونی و رسمی رای مردم از امور کشور است. این انگیزه‌ها باید برجسته شود.

ممکن است در این بین عده‌ای مطرح کنند که با شرایط مجلس فعلی و تجربه‌ای که در انتخابات دوم اسفندماه از رویه شورای نگهبان دیده‌شد این جریان می‌تواند با فراغ بال از انتخاب یک رئیس‌جمهور اصولگرا و نزدیک به خود برای دولت سیزدهم مطمئن باشند اما این نگاه چندان قابل اتکا نیست. تجربه نشان داده است که به‌رغم همه تنگناهایی که ایجاد می‌شود با توجه به این که روزنه بسیار اندکی برای اعمال حاکمیت ملی همچنان وجود دارد، گاهی مردم از این فرصت و روزنه اندک حداکثر بهره‌برداری را می‌کنند و اتفاقی رخ می‌دهد که با منویات اینها در تعارض و تخالف است فلذا همان داستان مورد مخالفت ایشان ممکن است تکرار شود. به همین دلیل هم هست نمایندگان مجلس یازدهم در همین ماه‌های ابتدایی آغاز به کار خود، برخلاف شعارهایی که در باب حل مشکلات معیشتی مردم دادند، در ابتدای امر به سراغ اصلاح قانون انتخابات رفتند و این ایده را در سه محور اصلاح قانون انتخابات شوراهای شهر و روستا، مجلس شورای اسلامی و ریاست‌جمهوری کلید زدند. تنها سه ماه از عمر مجلس می‌گذرد و با وجود مشکلات و دست‌اندازهایی از جمله کرونا، مسائل اقتصادی و معیشتی، فشارهای خارجی و تحریم‌های ناجوانمردانه‌ای که با آن روبه‌رو هستیم مجلس یکدست اصولگرا به یکباره سعی در اصلاح قوانین انتخابات در جهت تامین منافع جریان خودی را دارد.به طور مشخص در طرح اصلاح قانون انتخابات ریاست‌جمهوری که در مجلس یازدهم در دست بررسی است بسیاری از موارد و بندهای این طرح در تعارض با روح قانون اساسی است و تنگ کردن و بستن اعمال حاکمیت مردم و حاکمیت قانون اساسی را پیگیری می‌کند. بستن اندک روزنه و استحاله کامل انتخابات مردمی هدفی است که آنها از این طرح‌ها دنبال می‌کنند.این حرکت جز این که آبروی مردم و کشور و نظام را در معرض خطر قرار می‌دهد دستاوردی ندارد و همه کسانی که اندک تعلق خاطری درباره این نظام دارند و دل در گرو انقلاب دارند باید مقابل این حرکات بسیار مخربی که در حال اتفاق افتادن است و حرکاتی که اساس این نظام را اسحاله می‌کند، بایستند و اجازه ندهند منویات این گروه اقلیت که تفکرشان هیچ تناسبی با آرمان‌های انقلاب ندارد، بیش از این برای کشور و مردم ایجاد مشکل کند. ملت ایران شهدای زیادی را تقدیم آرمان‌های خود کرده‌اند. بسیاری از شهدای ما در وصیتنامه‌های خود آرمان‌های بزرگ خود را تشریح کرده‌اند مردم ایران شهید داده‌اند تا به آرمان‌های خود دست یابند. آرمان‌های شهدای انقلاب این بوده که مردم تکلیف نظام را روشن کنند نه اینکه یک گروه برایشان تصمیم بگیرند. نتیجه این کار چیزی جز اینکه نظام برآمده از خواست مردم و آرمان‌های بلند تاریخی و ملی را در تنگنا قرار دهد و سرمایه‌های نظام را از درون تهی کند، نخواهد بود. هدف این اقلیت در مجلس یازدهم از به راه انداختن و پیشبرد چنین طرح‌هایی روشن است کما این که در بهمن سال گذشته نیز هدف از ردصلاحیت‌های گسترده و عجیب در انتخابات مجلس یازدهم روشن بود. نتیجه همان شد که بیش از دوسوم کرسی‌های مجلس یازدهم در یک انتخابات نابرابر به اصولگرایان تعلق گرفت. حالا این گروه مدعی هستند که اکثریت مجلس یازدهم را در اختیار دارند آن هم در شرایطی که از اساس رقابتی صورت نگرفته است. همین گروه و تفکر حالا به دنبال تغییر در قانون انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات شوراها و انتخابات مجلس شورای اسلامی هستند. به‌رغم این که مدعی هستند که از امروز خود را پیروز انتخابات ۱۴۰۰ می‌دانند اما برای همان روزنه‌ای که همچنان این احتمال را برای ورود کسانی به عرصه رقابت می‌دهد، فکر چاره می‌کنند. چاره‌ای که این روزنه را مسدود کند. آنها هراس دارند در صورت باز بودن این روزنه افکار عمومی هم به گونه‌ای شکل بگیرد که کل تلاش‌های آنها نقش بر آب شود. کما اینکه در دوره‌هایی هم این اتفاقات رخ داده و با وجود همه تمهیدات و مقدماتی که برای پیروزی خود چیده بودند تا ریاست‌جمهوری را به دست بگیرند اما مردم از طریق همین روزنه‌ها خواسته ملت را محقق کردند. حالا هم برخی می‌خواهند همین روزنه‌های اندک را ببندند تا به طور کاملاً تضمینی به خواسته‌های خود برسند. اگر این قانون در صحن علنی تصویب شود و به مرحله شورای نگهبان برود به طور حتم تصویب می‌شود و همین کورسوی امید نیز بسته می‌شود.

این تصویر که آنها از امروز خود را تضمینی پیروز می‌بینند اشتباه است. حرکت‌هایی که در این ماه‌ها شاهد آن بودیم، حرکت‌های بسیار مخرب و در راستای تخریب نهاد بوده است. این جریانات ضمن این که دنبال تضمینی کردن ریاست‌جمهوری برای خود هستند، در عین حال وحشت بسیار عمیق و عجیبی نیز از مردم دارند. یعنی احساس می‌کنند به‌رغم تمام تلاش‌ها برای اصلاح قوانین انتخابات به نفع خود، ممکن است مردم در نهایت رفتاری داشته باشند که تمام محاسبات انتخاباتی اینها را به هم بریزد. یکی از دلایل عینی این موضوع هم همین طرحی است که این اقلیت کوچک در مجلس در حال پیگیری و مانور روی آن هستند. این طرح یعنی بستن همه روزنه‌ها و نشان از عمق وحشتی که از مردم دارند، فلذا می‌خواهند هیچ جایی برای هیچ گونه تحرک احتمالی باقی نگذارند و به زعم خود ریلی بچینند که قطار انتخابات در نهایت به مقصد آنها برسد. البته من تصور می‌کنم دلسوزان این کشور که در گرو شهدای انقلاب و نظام دارند اجازه نمی‌دهند این حرکت فاجعه‌آمیز به نتیجه برسد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.