رستگاری در ساعت سه و نیم بعدازظهر

به گزارش گروه حماسه و مقاومت، شهید حسن باقری از فرماندهانی بود که جنگ تحمیلی استعداد های نهفته و مغز متفکر وی را بیش از گذشته شکوفا کرد و به حق از جمله فرماندهان تاثیر گذار دفاع مقدس بود.

به گزارش جمهوریت ،

به گزارش گروه حماسه و مقاومت، شهید حسن باقری از فرماندهانی بود که جنگ تحمیلی استعداد های نهفته و مغز متفکر وی را بیش از گذشته شکوفا کرد و به حق از جمله فرماندهان تاثیر گذار دفاع مقدس بود.

شهید باقری در زمان کوتاه حیاتش طراحی های دسته اولی را اجرا کرد و عملیات های بزرگی را شرکت کرد. وی در عملیات بزرگ رمضان که سال ۶۱ با هدف بیرون رفتن قوای اسلام از مرز خود و تعقیب متجاوز انجام شد شرکت کرد و در آن مقطع فرماندهی قرارگاه نصر را بر عهده داشت. وی در زمستان همین سال خون پاکش به زمین ریخت و در راه خدا شهید شد.

این شهید عزیز بخشی از خاطرات روزانه خود را یادداشت می‌کرد و از فعالیت‌هایش در جبهه جنوب می‌نوشت. اما تقدیر این بود روز آخر زندگی‌اش توسط سردار غلامعلی علی رشید نوشته شود. روزی که غلامعلی رستگار شد. 

«شنبه ۹/بهمن /۱۳۶۱
این یادداشت توسط غلامعلی رشید در صفحه مربوط به – این روز نوشته شده است صبح ساعت ۱۰ به شناسایی می رود (صاحب دفتر را می‌گویم، حسن باقری عزیز را به همراه برادر مجید بقایی و برادر [مجتبی] مؤمنیان و توکل ] قلاوند و [محمد تقی رضوانی و مرتضی صفار [صفاری و محمد باقری(برادرش) به منطقه فکه می رود. سمت راست جاده آسفالته و در یک سنگر دیده بانی، چهار پنج کیلومتری دشمن شروع می کنند به شناسایی ارتفاعات حمرین و فوقی و ..
ساعت ۱۲ ظهر است… صدای قاری قرآن به گوش می رسد… و گرم شناسایی هستند. حسن باقری، محمد باقری را صدا می زند و می‌گوید برو بیرون از آن سرباز بپرس مختصات اینجا چند است… و محمد باقری بیرون می رود و خدا انتخاب می کند… که کرده است. منتها در این لحظه، گل رسیده بود… و آماده چیدن بود… و صفیر یک گلوله توپ نزدیک شد… و نزدیک تر… و درست در سنگر هدایت شد و منفجر شد…

سه تن بلافاصله شهید شدند ([مجتبی] مؤمنیان، توکل ] قلاوند، محمدتقی رضوانی) و برادر مرتضی صفاریان زخمی شد و اجر شهید را خداوند نصیبش کرد. و مجید بقایی بعد از شهادتین، او نیز شهید شد و یک فرمانده دو پایش قطع شد. او مجید بقایی بود.

و اما حسن باقری، صاحب دفتر، موج شدید انفجار او را بیهوش کرد… و ناله میکرد… یاحسینیامهدی یا الله….. دو و نیم ساعت بعد رفت پیش خدا و رستگار شد و راحت… و دفتر زندگی اش در ساعت سه و نیم بعدازظهر روز ۹ بهمن ۱۳۶۱ و ۱۴ ربیع الثانی ۱۴۰۳ از این دنیای پر از بلا و فتنه و رنگ و ریا بسته شد. خوش به حالش..
حسن باقری نیز به صف شهدا پیوست. او که مثل تمام موجودات دنیای فانی باید می رفت، رفت اما به بهترین شکل مرگ از دنیا رفت و عزت پیدا کرد و پا به آخرت گذاشت. در حالی که بهترین رتبه و درجه و مقام را به خود اختصاص داد… و بهترین نعمت ها و برکات آخرت را نصیب خودش کرد… تمام نعمتهایی که خداوند در آخرت در بهشت خودش به شهید وعده داده است…
شهادت عجب نعمت بزرگ و درجه والایی است، وقتی بناست که تمام آدمیان «مرگ» را بچشند.»

انتهای پیام/ب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.