خوش بدرقه باشیم

بروز رفتار درست و کنترل رفتاری در شرایط ناراحتی ارزش دارد، از این‌ رو باید این باخت را فراموش و با بدرقه‌ اخلاقی از کی‌روش خداحافظی کرد تا خاطره خوشی از دوران سرمربی‌گری‌اش در تیم ایران بماند.

به گزارش جمهوریت ;

بروز رفتار درست و کنترل رفتاری در شرایط ناراحتی ارزش دارد، از این‌ رو باید این باخت را فراموش و با بدرقه‌ اخلاقی از کی‌روش خداحافظی کرد تا خاطره خوشی از دوران سرمربی‌گری‌اش در تیم ایران بماند.

به گزارش ایسنا، عباس عبدی در روزنامه شهروند نوشت: دوشنبه شب اتفاقاتی رخ داد که هیچ‌کس انتظارش را نداشت. شاید باخت به ژاپن دور از انتظار نبود ولی ۳ بر صفر چیزی نبود که قابل هضم باشد. هنگامی که یک اتفاق غیر منتظره رخ می‌دهد، در درجه اول دچار شوک و حیرت و سپس تا حدی عصبانی می‌شویم. در غیر منتظره بودن ماجرا همین بس که صداوسیما نیز با اطمینان خاطر برنامه‌های خود را روی بُردِ ایران بسته بود و هنگامی که با باخت ایران مواجه شدیم، آنان هم حیرت‌زده کل برنامه‌های خود را به پایان رساندند.

پرسشی که در این میان مطرح است، نحوه برخورد با مربی تیم‌ملی ایران است. مربی‌ای که از موضع بالا حرف می‌زد، در مواجهه گفتاری کم نمی‌آورد و اعصاب خیلی‌ها را خُرد می‌کرد و هیچگاه در امور مربوط به سیاست فوتبالی داخل کشور کوتاه نمی‌آمد و بشدت طرفدار تقابل بود. این مربیان تا هنگامی که برنده و موفق باشند، رقبای خود را منکوب می‌کنند، ولی خدا نیاورد که به زمین سفت بخورند. نمونه‌اش مورینیو است. تمام کسانی که طی سال‌های گذشته از کی‌روش زخم خورده بودند، به یک‌باره وسط می‌آیند و شدیدترین حملات را به او می‌کنند و او نیز در موضعی نیست که بتواند پاسخگو باشد یا از موضع خود دفاع کند. این مثل آن می‌ماند که یک تیم ۳ -هیچ جلو است، ولی به یک‌باره سه بازیکن آن اخراج یا مصدوم می‌شوند و امکان تعویض هم وجود ندارد. یک تیم ۸ نفره جلوی ۱۱ نفر سرنوشتش معلوم است، حتی اگر ۳ – هیچ جلو باشد.

این رفتار از سوی مخالفان کی‌روش چیز غیرمنتظره‌ای نیست، آنان که از لانه‌های خود بیرون آمده‌اند و مشغول انتقام‌گیری هستند، ولی دلیل ندارد که مردم نیز چنین رفتاری را تأیید کنند. هر مربی اخلاق فردی و رفتار خاص خود را دارد و همچنان که میان مورینیو با آنچلوتی یا زیدان از نظر رفتاری تفاوت زیادی است ولی این دلیل نمی‌شود که نقد رفتاری را به ویژگی‌های فنی تعمیم دهیم و نقاط قوت آنها را نیز نادیده بگیریم. هشت سال حضور کی‌روش در ایران موجب دو بار صعود به جام‌جهانی شد، به ویژه صعود دوم که بی‌درد سر و با نتایج قابل قبول بود. نتایجش در جام جهانی هم قابل قبول بود. وی بازیکنان ایرانی را از کشورهای پیشرفته شناسایی و وارد فوتبال ایران کرد که نه‌تنها به قدرت تیم افزودند، بلکه حس هویت ملی ایرانی را هم تقویت کرد.

چه کسی می‌توانست سامان قدوس را قانع کند که عضویت در تیم ایران را به تیم سوئد ترجیح دهد؟ نظم و انضباط تیم‌ملی که در این هشت‌سال شاهدش بودیم را کدام مربی می‌توانست برقرار و دروازه‌بان اول را از تیم اخراج کند؟ چه کسی می‌توانست الگوی انتخاب بازیکن را بر اساس شایستگی و نه انتساب به تیم‌های بزرگ برقرار کند؟ چه کسی می‌توانست سال‌های طولانی ایران را در رنکینگ اول آسیا نگه دارد؟ باخت به ژاپن تلخ، غیر منتظره و ناراحت‌کننده بود ولی بروز رفتار درست و کنترل رفتاری در شرایط ناراحتی ارزش دارد، از این رو باید این باخت را فراموش و با بدرقه اخلاقی از کی‌روش خداحافظی کرد تا خاطره خوشی از دوران سرمربی‌گری‌اش در تیم ایران بماند و به سنت حسنه‌ای در مدیریت ورزشی تبدیل شود.

انتهای پیام

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.