رسانه ملی و هشدار رهبری درباره زبان فارسی

اهمیت به زبان فارسی و صیانت این میراث ملی و جهانی بر کسی پوشیده نیست.

غلامرضا فدایی ؛

اهمیت به زبان فارسی و صیانت این میراث ملی و جهانی بر کسی پوشیده نیست. هوشیاری مقام ایشان نسبت به پاسداری از زبان در روز ۳۱/۲/۱۳۹۸ در جلسه با شاعران جوان و اشاره به ادبیات فاخر گذشته و چهره های نام آور ادبی همچون سعدی، حافظ، فردوسی، مولوی و دیگر بزرگان عرصه ادب، زبان حال علاقمندان به زبان فارسی بود. آنها که می بینند قند زبان شیرین فارسی که همه طوطیان هند روزی برای آن شکر شکن می شدند (شکرشکن شوند همه طوطیان هند/ زین قند پارسی که به بنگاله می رود) اکنون نه تنها در دانشگاه ها و مراکز علمی بلکه در زبان محاوره ای مورد هجمه قرارگرفته است. اظهار اینکه زبان فارسی به شدت تخریب شده یکی از صدها دغدغه ایشان است.

زبان فارسی از دو سر مورد تهاجم قرارگرفته است اول، آرایش! و پیرایش زبان با هجوم فرهنگ و لغات خارجی و وفور استفاده از واژه­ های انگلیسی و فرانسه از طرفی ، و از طرف دیگر مبارزه با هر واژه­ای که ریشه عربی دارد، با شعار پاسداری از زبان فارسی؛ و دوم تخریب پایه های زبان با ساده انگاری و سهل نویسی توسط عموم و به ویژه کاربران فضای مجازی.

سؤالاتی که به ذهن می رسد این است که:

آیا صدا و سیما یکی از مجموعه­ های زیر نظر مستقیم رهبری نیست؟

نظارت بر عملکرد این مجموعه ها وظیفه چه نهاد و یا سازمانی است؟

آیا حضرت ایشان پس از دادن حکم و توصیه های لازم دیگر نظارتی بر عملکرد ندارند؟

آیا شرط دموکراسی و مردم­سالاری ایجاب می­کند تا بگذارند ببینند آنها چگونه عمل می­کنند؟

آیا ضرر این عدم گوشزد برای جامعه فاجعه ­بار نیست؟

آیا گوشزد کرده ­اند و آنها گوش نداده اند؟

آیا پس از شنیدن این درد دل که مخاطبشان عموم ملت بود صدور بخشنامه­ های فوری از جانب صدا و سیما دردی را دوا می کند؟

آیا شورای نظارت صدا و سیما متشکل از نمایندگان سه قوه تا کنون وظائف خود را انجام نداده­ اند؟

آیا با این وصف، صدا و سیما دیگر دانشگاه نیست؟ زیرا چنین عملکردی به عمد، یا به سهو با دانشگاه بودن تعارض دارد.

و بسیاری سؤالات دیگر.

البته وضعیت صدا و سیما از جهات گوناگون قابل بررسی و نقد است که در اینجا جای بحث آن نیست. ولی نسبت به توجه به زبان فارسی و پاسداری و صیانت از زبان معیار امر بسیار مهمی است که گویی شقشقه­ ای بود از زبان ایشان و تا زمانی دیگر شاید چنین بحثی پیش نیاید.

به نظر می رسد مقامات مسئول مشغول کار خود اند، و با بهانه کمبود بودجه و گسترش برنامه ­های غیر ضرور و توجه به کمیت، مثل همه برنامه های فرهنگی دیگر، که از یارانه هم اغلب استفاده می کنند؛ خود را مجاز به کسب در آمد از هر طریقی می­دانند. آنها شاید به بهانه جلب مخاطب دنباله خواست­ه ای کاذبی هستند که خود در به وجود آوردن آن ها سهیم بوده اند. اما واقعیت این است که ما به ظاهر اکتفا کرده ایم و یا خود را فریب می دهیم و خودآگاه، یا ناخودآگاه آن می­ کنیم که دیگران می­ خواهند. و این نه تنها کار صدا و سیما بلکه دامنگیر بسیاری از فعالیت های دیگر و به ویژه فرهنگی و اقتصادی است به عنوان مثال:

بعضی ها، اول کتاب ها بسم الله می­ آورند (به تازگی بعضی­ ها هم نمی آورند) و بعد هر چه می خواهند می نویسند،

در تیتراژ بعضی فیلم ها به نام خدا آغاز می ­کنند و هر چه می­ خواهند ضد فرهنگ عمومی تبلیغ می­ کنند،

اقتصاد مقاومتی را شعار قرار می­دهند ولی برنامه ­ها به گونه ای است که نتیجه عکس می ­دهد و سیل قاچاق کمر تولید را می شکند، زیرا عده ای از خواص از آن منتفع می شوند،

از جنگ اقتصادی یاد می ­کنند ولی همه برنامه ها عادی است و اثری از آن در واردات بی حساب و کتاب نیست! و انگار جنگ نیست. حتی از سهمیه بندی در بنزین، با آنکه اجرای آن را مفید می­دانند، ابا دارند!

فضای مجازی را بستری برای نفوذ می­دانند و از پیام­رسان های داخلی به ظاهر حمایت می­کنند ولی به گونه ای سد پیش پای آنها می ­گذارند تا دوباره مردم، خود با فیلترشکن همان پیام رسان­ه ای قبلی را به کار گیرند!

از برنامه ۲۰۳۰ تنقید، و برای آن بخشنامه صادر می­کنند (البته پس از تذکر ایشان)، ولی سالهاست که دارند آن را اجرا می ­کنند.

از اشتغال جوانان سخن می­گویند ولی کارخانه ها می­ خوابند و یا با یک سوم ظرفیت کار می ­کنند،

از اهمیت کشاورزی سخن می­رود ولی روز به روز بر حاشیه نشینی شهرها افزوده می­شود،

از تکریم معلم سخن می­گویند ولی آنچه در عمل نیست تکریم او است،

و یا حرف مردم را می زنند ولی بر علیه منافع آنها گامهای زیادی بر می­دارند. و همین طور…

چرا؟

من در هفته معلم امسال در دو برنامه در دو شهرستان که به نام تجلیل از معلم تشکیل شده بود شرکت کردم که در آن اغلب همه چیز بود جز تکریم معلم!

آیا رسالت بعضی ­ها به بن بست رساندن و تسلیم شدن است؟

چقدر برنامه ­هایی در این کشور شعارش داده شده و هیچ گام واقعی برای آن برداشته نشده است! آیا به اعتراف مسئولان که در اغلب موارد، پس از چهل سال می گویند هنوز آمایشی نشده، برنامه مدونی وجود ندارد، زیرساخت ها درست نیست، پایه پولی در نوسان است، و اقتصاد در بستر ملتهب حرکت می­کند می تواند امیدوار کننده باشد؟

آیا اقدامات پس از هشدار رهبری تأثیری دارد؟

آیا اگر به عنوان مثال صدا و سیما، بلافاصله پس از گلایه ایشان، بخشنامه صادر کند و بگیر و ببند راه بیندازد، که نمی اندازد، با آنکه افکار، آلوده شده و به فرهنگ هایی خو گرفته، و طبع ثانوی برای مردم ایجادشده، صدور این بخشنامه ها همانند آنچه که در وزارت صمت برای واحدهای تابعه، یا بانک مرکزی برای بانک ها انجام می ­شود، نوشدارو بعد از مرگ سهراب نیست؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.