آیت‌الله عرب: نظارت استصوابی با روح اسلام منافات دارد

آیت‌الله عرب گفت: نظارت استصوابی اولا با اصل جمهوریت، با فلسفه و روح انقلاب و ثانیاً با روح اسلام تناقض دارد.

به گزارش جمهوریت ;

آیت‌الله عرب گفت: نظارت استصوابی اولا با اصل جمهوریت، با فلسفه و روح انقلاب و ثانیاً با روح اسلام تناقض دارد. سیاست که بالاتر از دین نیست! وقتی خداوند در قرآن خطاب به پیامبر می فرماید: «خداوند اگر اراده می کرد با اراده ی تکوینی خودش، همه ی مردم را با ایمان می کرد؛» یعنی ارزش دینداری انسان به آزادی انتخاب اوست. آیا برای انتخاب مرجع تقلید، فیلتر استصواب برای مردم شیعه وجود داشته است؟ آیا انتخاب نماینده مجلس از انتخاب مرجع تقلید مهم تر و سخت تر است؟ بنابراین باید سفره ی نظارت استصوابی از این مملکت جمع شود تا افراد شایسته در پشت این فیلتر متوقف نشوند.

به گزارش کاشان نیوز با پایان ماه مبارک رمضان و در نخستین روز ماه شوال مقارن با ۱۵ خرداد ۹۸، همزمان با بسیاری از مساجد کشور، نماز عید فطر در مسجد میرنشانه کاشان نیز به امامت آیت الله حاج شیخ حسین عرب اقامه شد.

آیت الله حسین عرب پس از پایان نماز و در خطبه اول، با اشاره به آیه ۱۰۵ سوره مبارکه مائده که در آن انسان به پرداختن و حفاظت از خود توصیه شده است، خطر عمده برای انسان را از درون خودش عنوان کرد و گفت: «اگر انسان بخواهد خودش را خوب بشناسد تا تحت تاثیر و لطمه ی گمراهان قرار نگیرد، متضمّن شناخت آیات انفسی و آفاقی است. مرحوم علامه طباطبایی ذیل تفسیر آیه ۵۳ سوره فصلت، معرفت انفسی یعنی علم حضوری را بالاتر از معرفت آفاقی یعنی علم حصولی بر می شمرد و می گوید شناخت آفاق مقدمه ی شناخت انفس است. همچنین نقل قول معروفی است از انیشتین، دانشمند بزرگ جهانی که می گوید بشر با همه ی پیشرفت هایش، تازه الفبای کتاب آفرینش را شناخته است. و بهرحال این هشدار مهم خداوند است که آنچه برای انسان خطر است، از درون خود اوست».

استاد حوزه های علمیه کاشان در ادامه ی صحبت هایش، به حدیثی از پیامبر اکرم (ص) اشاره کرد که می فرمایند: «سرسخت ترین دشمن، در درون خودت است.» و گفت: «پس انسان باید نقاط ضعف و قوت خودش را بشناسد؛ انسان باید ابتدا خود، و سپس خدا، راه و مقصد را بشناسد و ماه رمضان، ماه تهیه توشه برای انسان در این مسیر است و انسان باید حاصل روزه که تقوا می باشد را به دست آورد»

عرب در آغاز خطبه دوم نماز عید فطر، گفت که معمولاً در نماز جمعه و نماز عید، خطبه دوم به مسائل جامعه مسلمین پرداخته می شود و به همین دلیل صحبت های خود را با اشاره به سخنی از آیت الله خمینی (ره) آغاز کرد: «جمله‌ی معروفی از امام خمینی (ره) است که در این سال ها از آن سوء برداشت هایی شده و می شود. این که حفظ نظام از اوجب واجبات است. ابتدا باید گفت که «نظام» کلمه ی تازه ای نیست که در این چهل سال درست شده باشد، بلکه از دیرباز در فقه ما وجود داشته است. امروزه آن را به نظام سیاسی و حاکمیت تعبیر می کنند، در حالی که فقها معنای گسترده ای برای آن در نظر می گیرند. شیخ انصاری در مکاسب می گوید: نظام به کل نظام معیشت و زندگی بشر گفته می شود بنابراین معنای بسیطی دارد»

وی در ادامه ی صحبت هایش، به مفهوم «حفظ» پرداخت و گفت: «حفظ هم معنای گسترده ای دارد و حفظ از زوال و فروپاشی، فقط یکی از معانی آن است. مثلا وقتی گفته می شود حفظ قرآن یا حفظ چهل حدیث، مشخص است که منظور فقط حفظ ظاهری عبارات آن نیست، بلکه منظور پاسداری از معانی و مفاهیم آن است یا خدا وقتی می گوید ما قرآن را نازل کردیم و آن را حفظ می کنیم؛ منظور فقط حفظ از زوال نیست، بلکه حفظ از تحریف هم هست. بنابراین حفظ نظام، به معنی حفاظت از نظام معیشت مردم در مقابل ضایع شدن، تحریف و اعوجاج می باشد. آیا اگر یک نظام، با عملکردش به ضد خودش تبدیل شود، آیا بازهم باید آن را بدین معنا حفظ کرد؟»

آیت الله عرب در ادامه‌ی خطبه دوم، گفت: « به نظر من، یکی از مصادیق حفظ، حفظ از تناقض با اصول و مسلمات است. دو اصل «اسلامیت» و «جمهوریت» که در قانون اساسی هم می باشد، قابل تغییر نیست. البته قانون تا وقتی که قانون است مردم ناگزیر از تمکین هستند ولی باید بدانیم که هر قانون غیر الهی، تماماً حق نیست. پس تا زمانی که این دو اصل در قانون اساسی هست، رعایت و التزام به آن نیز لازم است. مبنای جمهوریت، تکیه بر آراء مردم است. رهبر فقید انقلاب که این جمهوری را برپا کرد، خودش هم گفت که منظور از جمهوریت، همان معنای جمهوریت در جوامع دیگر است. ملت باید خودش سرنوشت خودش را تعیین کند و در این راه آزاد باشد؛ پس هر چیزی که این آزادی بر سرنوشت را محدود کند با اصل جمهوریت تناقض دارد و در برخی موارد حتی با اسلامیت هم تناقض دارد. و بنده در این جا عرض می‌کنم که نظارت استصوابی اولا با اصل جمهوریت، با فلسفه و روح انقلاب و ثانیاً با روح اسلام تناقض دارد. سیاست که بالاتر از دین نیست! وقتی خداوند در قرآن خطاب به پیامبر می فرماید: «خداوند اگر اراده می کرد با اراده ی تکوینی خودش، همه ی مردم را با ایمان می کرد؛» یعنی ارزش دینداری انسان به آزادی انتخاب اوست. آیا برای انتخاب مرجع تقلید، فیلتر استصواب برای مردم شیعه وجود داشته است؟ آیا انتخاب نماینده مجلس از انتخاب مرجع تقلید مهم تر و سخت تر است؟ بنابراین باید سفره ی نظارت استصوابی از این مملکت جمع شود تا افراد شایسته در پشت این فیلتر متوقف نشوند.

همچنین تناقض دیگری هم در این زمینه وجود دارد. یک گفتمان اجماعی در این کشور وجود داشته و دارد؛ از خود رهبر فقید انقلاب گرفته تا رهبر محترم فعلی و همه ی مسئولین و اندیشمندان و اهل قلم، همه و همه، در ستایش ملت صحبت می کنند؛ تعابیری مثل ملت رشید، ملت آگاه، ملت با بصیرت، ملت حاضر در صحنه و… را همه به کار می برند؛ بسیار خب؛ اگر این مردم فهیم هستند، که هستند، آیا این نظارت استصوابی با این ملت آگاه تعارض ندارد!؟ یعنی این مردم فهیم نمی توانند خودشان انتخاب کنند و حتما باید ابتدا شورای نگهبان نمایندگان مجلس را انتخاب کند؟ بنابراین اگر حفظ نظام از فروپاشی، از اوجب واجبات است؛ حفظ نظام از تناقض، تحریف و اعوجاج هم از اوجب واجبات است؛ نقد نظام هم از اوجب واجبات است.»

عضو مجمع روحانیون مبارز کاشان در ادامه‌ی صحبت هایش در خطبه‌ی دوم گفت: «اخیراً دادگاهی برای آقای سیدمحدرضا خاتمی تشکیل شده است؛ چون ایشان ادعا کرده بوده که در انتخابات سال ۸۸ تقلب شده است. ادعای تقلب در آن انتخابات، تنها از سوی ایشان مطرح نشده؛ بلکه بنده از اشخاص بی طرف هم شنیده ام. این تریبون جای دروغ گفتن نیست؛ در اینجا خاطره ای نقل می کنم از مرحوم حجت الاسلام سید مهدی طباطبایی، عالم اخلاق که از دنیای سیاست هم بی خبر نبود؛ که در سفر حج باهم بودیم؛ و بنده در یک گفتگوی دو نفره از ایشان پرسیدم نظر شما درباره انتخابات ۸۸ چیست؟ که هنوز کلام من تمام نشده، ایشان گفت که در انتخابات ۸۸ تقلب شده است.

پس ادعای تقلب در آن انتخابات، فقط مختص سید محمدرضا خاتمی نیست. همچنین نمی توان این ادعا که برخی مطرح می کنند که چون آقای روحانی در سال ۹۲ پیروز شد، پس تقلبی در کار نیست را پذیرفت؛ زیرا در دوره های قبل انتخاب های زیادی بوده در تهران و اصفهان و جاهای دیگر که با ادعای تقلب باطل شده است. و این هم یکی دیگر از تناقض گویی ها است و این پارادوکس های دوگانه لطمه می زند. چرا دادگاه ایشان علنی برگزار نشد؟ چرا طبق گفته خود ایشان، صندلی های جلسه دادگاه را زودتر با افراد مشخص پر کردند و اجازه ندادند سیاستمداران و اصحاب رسانه شرکت آزاد داشته باشند؟ چرا دادگاه آقای کرباسچی از تلویزیون پخش شد ولی این دادگاه پخش نشد؟

همچنین به عنوان آخرین نکته، تناقض دیگری در رفتار صدا و سیما را عرض کنم. دوگانه کاری در رفتار صدا و سیما سالیان سال است که مشهود است. قتلی واقع شده است؛ بله قتل محکوم است؛ اصل آن هم باید در دادگاه صالح بررسی شود و هیچکس از قتل دفاع نمی کند. ولی آیا پیش از این در ایران اسلامی قتلی دیگر واقع نشده بود؟ چطور صدا و سیما حالا برای این قتل جشن گرفته است!؟ دوربین های صدا و سیما هنگام قتل های زنجیره ای شکسته بود!؟ این تناقض ها مردم ایران را آزار می دهد.

انتهای پیام

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.