خاطرات روزنوشت علم؛ سوم تیر ۴۸ و ۵۵ / روایتی از سفر عجیب سلطان قابوس به تهران / شاه: تازه داماد (قابوس) احیانا ناخوش نشود! / عقد قرارداد با برادرشوهر اشرف برای خوشامد شهبانو

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.

به گزارش جمهوریت ;

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

یادداشت‌های روزانه علم؛ سوم تیر ۴۸ و ۵۵ /شاه: سلطان قابوس احیانا ناخوش نشود! / عقد قرارداد با برادرشوهر اشرف برای خوشامد شهبانو /

پس از انتشار خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی، «انتخاب» قصد دارد این بار بخش های گزیده ای از خاطرات دیگر شخصیت های مهم و تاثیرگذار کشور را روزانه، مرور و منتشر کند.

یادداشت‌های روزانه علم؛ سوم تیر ۴۸

صبح شرفیاب شدم، کارهای جاری را عرض کردم، از آن جمله طرحی که برای بازرسی در دانشگاه‌ها تهیه کرده‌ایم و قراردادی که برای تعمیر ویلای سوورتای [نام خانه شاه در سن موریتز] شاهنشاه تهیه شده. این قرارداد با [پرویز] بوشهری [برادر همسر اشرف پهلوی] که مورد مرحمت علیاحضرت شهبانوست بسته می‌شود. با زبان بی‌زبانی به شاهنشاه عرض کردم، مجبورم امضا کنم. ولی هیچ بررسی در این باره نشده. فرمودند، «امضا کن». جریان دیروز اردشیر را عرض کردم. از جریان صحبت اردشیر خیلی خیلی خندیدند…

بعدازظهر… شاه را کسل دیدم. پرسیدم موضوع چیست؟ فرمودند، روس‌ها می‌گویند فاز دوم ذوب آهند (دو میلیون تن تا پنج میلیون تن) را فراموش کنید، چون این انداز کک ندارید. خدا به شاه عمر بدهد… از یک مطلب علیه پیشرفت کشور چه‌قدر ناراحت می‌شود…

سر شام نرفتم…

یادداشت‌های روزانه علم؛ سوم تیرماه ۱۳۵۵

صبح به فرودگاه رفتم که شاهنشاه تشریف می‌آوردند سلطان قابوس را راه بیندازند. بعد در رکاب مبارک به سعدآباد برگشتم و شرفیاب شدم و کارهای جاری را عرض کردم. فرمودند، این پسر (سلطان قابوس)، بسیار پسر خوبی است و جز به مشورت ما قدمی برنمی‌دارد. عرض کردم، بفرمایید مرد عاقلی است. شاهنشاه بدون هیچ‌گونه نظری، همه‌جور کمک به او می‌فرمایید، جز این است که نتیجه آن موجب امنیت خلیج فارس می‌شود؟ فرمودند، همین‌طور است و فکر نمی‌کنم که اصولا بخواهد که ما خاک او را ترک کنیم. عرض کردم، اگر عاقل باشد که هرگز نخواهد خواست، چنان‌که آلمان‌ها نمی‌خواهند که آمریکایی‌ها از کشورشان خارج شوند و حتی مخارج آن‌ها را هم می‌پردازند.

سوال فرمودند، در این دوشنبه خوش‌گذارنی چه کرد؟ عرض کردم، هر شبی چهار پنج خانم در اختیارش بود (در خارج کاخ)، اما چه کرد، نمی‌دانم. فرمودند، تازه داماد احیانا ناخوش نشود. عرض کردم، خیر، دخترهای ایرانی تمیز شده‌اند و او هم خیلی آن‌ها را دوست می‌دارد.

یادداشت‌های علم، جلد ششم، به ویرایش علینقی عالیخانی، تهران: مازیار، چاپ یازدهم، ۱۳۹۱، ص ۱۷۰.

یادداشت‌های علم، جلد اول، ویرایش علینقی عالیخانی، تهران: مازیار، چاپ یازدهم، ۱۳۹۱، صص ۲۲۱ و ۲۲۲

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.